422302_374

کد خبر : 129448

تاریخ انتشار : ۷:۳۸ ب.ظ - یکشنبه ۱۳۹۵/۰۷/۱۱

🏴 🏴🏴 حی علی العزا...

نجوای دل یا نجوای دورن

خوشا به حال آنان که فهمیدند درس کربلا چه بود و شاگرد اول مدرسه بودند و پاسخ دادند ندای هل من ناصر ینصرنی حسین را که تا ابد در زمین و زمان به گوش می ر سد و وای بر احوال من و توی غافل از همه جا و اسیر در بند نفس سرکش خویش.

در شهر قدم میزنی و در میان ازدحام تمام دل مشغولی ها و دغدغه های دنیایی، بی اینکه بدانی در تقویم دنیای خاکی کجا ایستاده ای، شهر را سیاه پوش می یابی و ناخودآگاه دنیا را تیره و تار می بینی، میدانی چرا؟؟!!! چرا که در خاطرت زنده شد واقعه ای تلخ، مرگ ناجوانمردانه ی خورشید و حالا تقویم را که ورق میزنی می بینی بوی حسین می آید.

 

گفتمان نیوز: لباس سیاه به تن میکنی و گاه لبخند را از یاد می بری و غمی سنگین دلت را فرا میگیرد، غم از دست دادن پدر، غم آتش گرفتن روسری دخترکان پابرهنه ، غم پر پر زدن طفلی بر دستان پدر و شرمندگی پدر و …. انگار تمام غم های دنیا سوار بر قطار تاریخ روانه ی دلت می شوند.

و از تمام اینها تلخ تر پرورش شاگردان تنبلی چون من و توست که نفهمیدیم یا اشتباه فهمیدیم درس استاد را و هر سال زمان بازگشایی مدرسه تنها سیه پوشیدن و بر سر زدن و بوی قیمه و شربت را به یاد می آوریم و به گمان خودمان ادای دین می کنیم .

علی الظاهر همه می دانیم پیام عاشورا چه بود و امام برای چه رفت و برای چه تسلیم نشد و طوطی وار بیان می کنیم تمام دلایلی را که صرفا لغلقه ی زبانمان شده اند اما اگر سر در گریبان خویش فرو کنیم فرسنگ ها فاصله میان راه و کردارمان با تمام اینها می یابیم که اگر غیر از این بود در میان این همه ظلمی که همه جا را فرا گرفته ؛ از یک وجبی تو تا کیلومترها دورتر ؛ تو را وادار به حرکتی حسین گونه می کرد نه اینکه از روی جهالت قمه بر سر و صورت خود بزنی و دشمنان شیعیان را شاد کنی و یاری دهنده ی آنان در پیشبرد نقشه هایشان باشی و یا بدتر و تلخ تر از آن شبهای این ماه عزیز  را صرفا زمانی برای خودآرایی، جلوه گری و چشم چرانی بدانی. این سخن خاطرم را سخت رنجاند و لبخندی زهرگونه بر لبانم نشاند؛ دوستی که همسرش آرایشگر است عنوان کرد:« بیشترین درآمد همسرم در دهه ی اول محرم است.»   و وای بر من و تو که غافل از احوال جامعه هستیم و هیچ وظیفه ای بر گردن خویش حس نمی کنیم و امری مقدس، که حسین جانش را به منظور احیای آن از دست داد به بهانه های واهی پشت گوش می اندازیم.

 

خوشا به حال آنان که فهمیدند درس کربلا چه بود و شاگرد اول مدرسه بودند و پاسخ دادند ندای هل من ناصر ینصرنی حسین را که تا ابد در زمین و زمان به گوش می ر سد و وای بر احوال من و توی غافل از همه جا و اسیر در بند نفس سرکش خویش.

کاش امسال بفهمیم درس استاد را.

 

 

 


  • کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به گفتمان ما می باشد

    صفحه اصلی تماس با ما نقشه سایت